در اين وقت منادى از عرش خدا ندا مىكند : كجاست رضوان خازن بهشت ، بهشت فردوس ؟
خداوند عزّ و جلّ او را امر مىكند كه از فردوس يك قصرى را با تمام بناهاى آن ، و خدمتگزاران آن به آنها نشان دهد .
خازنِ فردوس قصرى را به آنها نشان ميدهد كه در جوانب آن از دختران جوان و غلمان و خدمتگزاران مىباشند .
و منادى از نزد خداوند تبارك و تعالى ندا مىكند : اى معشر خلائق ! به اين قصر نظر كنيد !
مردم سرهاى خود را بلند ميكنند و آن را مىبينند ، و همگى تمنّاى آن را مىنمايند .
و منادى از جانب خداوند تبارك و تعالى ندا ميدهد : اى معشر خلائق ! اين قصر از آنِ كسى است كه مؤمنى را عفو كند . و همگى اهل محشر از حقّ خود ميگذرند ؛ و عفو ميكنند ؛ مگر جماعت اندكى .
در اين وقت خداوند عزّ و جلّ ميفرمايد : امروز هيچ ظالمى به بهشت نميرود ؛ و هيچ ظالمى به جهنّم نميرود چنانچه براى يكى از مسلمانان بر عهدهء او مظلمه اى باشد ، مگر آنكه آن مظلمه را از او در وقت حساب ميگيرد ؛ أيّها الخلائق : براى حساب مهيّا گرديد !
در اين هنگام راه خلائق را باز ميگذارند ، تا اينكه همگى بسوى عقبه رهسپار ميگردند ؛ و در راه تزاحم ميكنند و از يكدگر سبقت مىجويند ؛ و همديگر را دفع مىنمايند ؛ تا اينكه در عرصه حساب
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 309
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٠٩