تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
در اين وقت منادى از عرش خدا ندا مىكند : كجاست رضوان خازن بهشت ، بهشت فردوس ؟ خداوند عزّ و جلّ او را امر مىكند كه از فردوس يك قصرى را با تمام بناهاى آن ، و خدمتگزاران آن به آنها نشان دهد . خازنِ فردوس قصرى را به آنها نشان ميدهد كه در جوانب آن از دختران جوان و غلمان و خدمتگزاران مىباشند . و منادى از نزد خداوند تبارك و تعالى ندا مىكند : اى معشر خلائق ! به اين قصر نظر كنيد ! مردم سرهاى خود را بلند ميكنند و آن را مىبينند ، و همگى تمنّاى آن را مىنمايند . و منادى از جانب خداوند تبارك و تعالى ندا ميدهد : اى معشر خلائق ! اين قصر از آنِ كسى است كه مؤمنى را عفو كند . و همگى اهل محشر از حقّ خود ميگذرند ؛ و عفو ميكنند ؛ مگر جماعت اندكى . در اين وقت خداوند عزّ و جلّ ميفرمايد : امروز هيچ ظالمى به بهشت نميرود ؛ و هيچ ظالمى به جهنّم نميرود چنانچه براى يكى از مسلمانان بر عهدهء او مظلمه اى باشد ، مگر آنكه آن مظلمه را از او در وقت حساب ميگيرد ؛ أيّها الخلائق : براى حساب مهيّا گرديد ! در اين هنگام راه خلائق را باز ميگذارند ، تا اينكه همگى بسوى عقبه رهسپار ميگردند ؛ و در راه تزاحم ميكنند و از يكدگر سبقت مىجويند ؛ و همديگر را دفع مىنمايند ؛ تا اينكه در عرصه حساب