حضرت باقر عليه السلام گويند : « من در نزد حضرت صادق عليه السّلام بودم كه مردى به آن حضرت عرض كرد : پدر و مادرم فدايت شود ! من در مستراح خانه خود ميروم ، و ليكن ما همسايگانى داريم كه در نزد آنها زنان و كنيزان آوازه خوان است ، كه تَغَنّى ميكنند . ميخوانند و با عُود مىنوازند ؛ و چه بسا من براى آنكه ساز و آواز آنها را گوش كنم ميخواهم زيادتر از مقدار معمول در مستراح بنشينم .
حضرت صادق گفتند : اين كار را مكن .
آن مرد گفت : سوگند به خدا كه من به اين اراده و نيّت ، در نزد آن كنيزان آوازه خوان نرفتهام ! بلكه فقط آوازى است كه به گوش خود مىشنوم .
حضرت گفتند : آيا نشنيده اى گفتار خداوند را آنجا كه ميگويد : بدرستى كه حقّاً گوش و چشم و دل ، يكايك آنها از آنچه پيروى نمودهاند مورد سؤال قرار ميگيرند ؟ !
مرد گفت : آرى ولى سوگند به خدا كه گويا من اصلًا اين آيه را از كتاب خدا نشنيدهام ! نه از مرد عربى شنيدهام و نه از مرد عجمىّ ؛ و بنابراين من ديگر هرگز دنبال چنين كارى را نمىگيرم و دوباره بجا نمىآورم إن شاء الله ؛ و من از خداوند طلب مغفرت و آمرزيدگى دارم .
حضرت گفتند : برخيز و غسل توبه بجاى آور ! و به مقدارى كه مىخواهى نماز بخوان ! چون تو بر امر عظيمى وقوف داشتى ، چقدر حالت بَد و قبيح بود اگر تو بر همان حالت مىمردى ! حمد خداى را بجاى آور و از او تقاضاى توبه و عفو كن از هر امرى كه خداوند ناپسند دارد ؛ چون او ناپسند ندارد مگر هر عمل زشت و قبيحى را ؛ و
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 300
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٠٠