و از نسبى بودن آن ، منظورشان اختلاف محاسبه به حسب تغيير عوامل دخيل در سنجش است .
البتّه چون روز قيامت بر پا شود و زمين غير از اين زمين گردد ممكن است حركات نيز متغيّر و متبدّل گردد ، و زمان را مردمِ موقف روز بازپسين طورى ديگر ادراك كنند يعنى بر حسب احساس تدريج موجود در آن عالم . ولى اين مطلب ربطى به آيات و رواياتى كه دلالت دارند بر آنكه در روز قيامت ، مردم موقف حساب را بطور مختلف ادراك ميكنند ندارد ؛ مسأله تبدّل زمين و تغيّر نحوه و كيفيّت حركت جوهريّه بجاى خود محفوظ است ؛ و اين نحوه اختلاف ادراك زمان موقف ، مربوط به حالات نفسانى مردم است و اختلاف آن بر حسب تجرّد و عدم تجرّد و انغمار در عالم طبع است .
كسانى كه در دنيا مستغرق انوار خدا هستند ، طول موقف را نميدانند
مواقف قيامت و به درازا كشيدن آن ، نسبت به بعضى ، و عدم اطالهء آن نسبت به بعضى ديگر و عدم احساس زمان و مكث در آن ، بر حسب اختلاف انغمار نفس در آيات الهيّه و در أسماء سبحانيّه و در فناء در ذات حقّ متعال است ؛ و بطور كلّى آن كس كه در دنيا خود را فراموش كند و به حقّ پيوندد ، در عالم قيامت ادراك وقوف و زمان موقف و مكث در آنجا را نمىنمايد ؛ چون قيامت ظهور و بروز عالم دنياست ، و باطن نمايش عالم ظاهر است .
عَن الصَّادِقِ عَلَيْه السَّلَامُ : كَانَ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إِذَا قَامَ إلَى الصَّلاةِ كَأَنَّهُ سَاقُ شَجَرَةٍ لَا يَتَحَرَّكُ مِنْهُ إلَّا مَا حَرَّكَتْهُ الرِّيحُ ؛ وَ عَنْهُ : كَانَ عَلِىُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلَامُ إذَا قَامَ إلَى الصَّلاةِ تَغَيَّرَ لَوْنُهُ ، وَ إذَا سَجَدَ لَمْ يَرْفَعُ رَأْسَهُ حَتَّى