مهيّا و آماده سازد . حوريّهها كه سالهاى متمادى در انتظار اين ولىّ خدا بوده و نسبت به او عشق ميورزيدند ، خوشحال ميشوند كه اينك به وصال محبوب و معشوقشان رسيدند ؛ در اين حال ناگهان ولىّ خدا چنان مستغرق انوار حضرت حقّ جلّ و عزّ مىشود كه غير او را بكلّى فراموش مىكند ؛ حوريّهها چنين گمان ميكنند كه اين ولىّ خدا به خواب رفته است . در اطراف بدن او جمع ميشوند و پيوسته با او انس ميگيرند تا شايد از خواب بيدار شود و ميگويند : اى پروردگار ما ! اين محبوب ما را بيدار كن كه ما در فراق او اندوهناكيم .
خداوند به ولىّ خود امر به نزول مىكند ؛ و اين مؤمن پس از هشتاد سال كه غرق انوار خدا بوده است ، به حال مىآيد و بيدار مىشود و مىنشيند . حوران بهشتى همه غرق در شادى و مسرّت مبتهجانه مىپندارند كه اينك با محبوب و معشوقشان انس ميگيرند و گفت و شنود مىنمايند ؛ كه ناگاه ولىّ خدا به درگاه حضرت احديّت عرضه ميدارد : اى پروردگار من ! چقدر زود مرا از حرم و حريمت نازل فرمودى ! ؟
به مجرّد اين كلام ، دوباره ولىّ خدا به حرم خدا برميگردد و مستغرق انوار جمال و جلال او مىشود .
طوبَى و سِدره گر به قيامت به من دهند * يك جا فداى قامت رعنا كنم ترا