مثلًا براى كسانى كه بخواهند از كُرات ديگر رصد كنند يا آن كسى كه بخواهد زمين را از آن ستاره رصد كند تفاوت دارد و حتّى براى ناظرهاى مختلف در روى زمين كه نسبت به هم در حركتند متفاوت است .
با همهء اين احوال از نقطهء نظر مسألهء نسبيّت اين فاصلهها فرق دارد ؛ فاصلهء خورشيد چنان كه گفته شد هشت دقيقه و سيزده ثانيه است تا زمين ، امّا اين زمان غير از زمانى است كه بين غروب آفتاب و مغرب و يا طلوع واقعى و طلوع ظاهرى آن طول ميكشد . و اين تفاوت ناشى از نسبيّت خاصّ زمانى مىباشد ، و همين مطلب در مورد ماه و ستارگان هم صادق است .
و بنا بر آنچه گفته شد ، چون اوّلًا تمام موجودات در حركت هستند و در تعيين موضع و موقف آنها زمان دخالت دارد - چون مسافت جسم متحرّك در حركتهاى يكنواخت مساوى است با سرعت آن ضرب در زمان - و زمان عبارت است از حاصل قسمت مسافت بر سرعت حركت ، ميتوان زمان را در تعيين أبعاد اجسام دخالت داد و آن را بُعد چهارم به حساب آورد .
و ثانياً زمان هم مانند مكان ميتواند نسبى بوده باشد ؛ و نسبت به اشخاص مختلف و أمكنه متفاوت مختلف شود .
أينشتين ميگويد : مكان و زمان دو ظرف مستقلّ براى موجودات مادّى نيستند بلكه دو صفت از صفات آنها هستند ؛ و اين دو صفت نسبى است ؛ درحالىكه در مكانيك نيوتنى زمان و مكان مستقلّ از جهان در نظر گرفته ميشد در نسبيّت خاصّ زمان و مكان جنبههائى از رابطه بين
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 278
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢٧٨