كجا را نمىداند كه حساب كند ؟ تا بواسطهء اين حساب ، كشف مجهول از خدا شود ؟
اصولًا إعمال قوانين و قواعد حسابيّه براى پروردگار معنى ندارد ؛ چون كشف مجهول براى ذات اقدسش معنى ندارد ؛ أعمال انسان چون ساير موجودات ، موجوداتى هستند سر جاى خود روشن و معيّن ؛ و خداوند هر موجودى را ايجاد كرده يك اثرى بر او مترتّب فرموده است ، خود آن موجود و اثر مترتّب بر آن موجود در علم خدا حاضرند ؛ پس بنابراين حساب براى چه ميكنند ! حساب براى مردم جاهل است كه بفهمند نتيجه چيست ؛ و ثواب و عقاب بر اساس عدل و رحمت است ، نه بر اساس جزاف و لهو و لعب .
مثال : استاد در مدرسه هست ؛ و بچّهها هم تازه به مدرسه رفته ؛ و در وهلهء اوّل ميخواهند حساب بياموزند ، استاد زحمت ميكشد به بچّهها ياد بدهد كه : اگر فرضاً اينجا سه عدد كبوتر بود و هر كبوتر با منقار خود چهار عدد گُل بر ميداشت و پرواز ميكرد ؛ مجموعاً چند عدد گُل برداشته بودند ؟
استاد براى فهماندن اين مجهول بسيار رنج مىبرد و زحمت ميكشد تا نوباوگان پا به دبستان گذاشته بفهمند ؛ و حقّاً فهميدن آن براى آنها مشكل است ؛ چون ذهنِ كودك آن سِعه و گنجايش را ندارد كه سه بار تكرار چهار را در خود تصوّر كند ؛ و ليكن براى استاد مشكل نيست ؛ و براى فهميدن اين مجهول نياز به قواعد رياضى ندارد ؛ جذر و كعب نيست ؛ ترسيم منحنىهاى معادلات درجهء دوّم نيست ؛ حل
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 193
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٩٣