تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
نيست ، نفس خود مسجد است . خود مسجد و خارجيّت آن علم خداست ؛ پس بين اين مسجد و بين علم خدا به اين مسجد جدائى نيست . و علم خدا به هر موجودى از موجودات حضورى است ؛ يعنى نفس تحقّق و موجوديّت آن شىء علم خداست عالم تكوين علم خداست . هر كس هر عملى انجام دهد ، آن شخص و عملش عين علم پروردگار به علم حضورى است . چون اين مطلب معلوم شد دانستيم كه هيچ موجودى از خدا مخفى نيست ؛ و همانطور كه نفس ما از ما غائب نمىشود ؛ و قواى نفسانى ما از ما غائب نمىشود ؛ و علم ما بدانها حضورى است ؛ همينطور علم خدا به خود و به صفات و اسماء خود و علم خداوند به افعال خود كه تمام موجودات و شئون آنهاست حضورى است .
وَ ما يَعْزُبُ عَنْ رَبِّكَ مِنْ مِثْقالِ ذَرَّةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي السَّماءِ وَ لا أَصْغَرَ مِنْ ذلِكَ وَ لا أَكْبَرَ إِلَّا فِي كِتابٍ مُبِينٍ .
« 1 » « اى پيامبر ! از پروردگار تو پنهان نمىشود حتّى چيز كوچكى كه به اندازهء سنگينى يك ذرّه بودن باشد ؛ نه در زمين و نه در آسمان ، و نه كوچكتر از يك ذرّه و نه بزرگتر از آن ، مگر آنكه جملگى در كتاب مبين و عالم علم پروردگار محفوظ و مضبوط است » . علم پروردگار بر « كتاب مبين » علم حضورى است ، پس تمام موجودات براى خدا حاضرند به علم حضورى ؛ و با وجود اين براى چه منظورى خدا حساب مىكند ؟ كجايش را حساب مىكند ؟
هامش
( 1 ) ؟ ذيل آيه 61 ، از سورهء 10 : يونس