بتوانند با آن دستگاه كار كنند .
اين تقريب مطلب ، ساده و قابل فهم براى عامّه است ؛ ولى تقريب مطلب براى خواصّ چنين است كه بگوئيم : چون حساب كشف مجهول عددى است ، بنابراين در ظرف جهل است ؛ امّا اگر از ظرف جهل خارج شويم ، آنجا ديگر حساب معنى ندارد ؛ چون اگر نتيجهء محاسبه براى ما مجهول باشد ، إعمال قانون حساب را مىنمائيم و مثلًا ميگوئيم : هشت ضرب در چهار منهاى پنج ضرب در سه مىشود : هشتاد و يك 81 : 3 * [ 5 - ( 4 * 8 ) ] .
و بواسطهء اين امر ، جهل ما بر طرف شده و به اين امر عالِم ميشويم .
امّا آنجائى كه ظرف علم و جهل نيست ، بلكه واقع و حقيقت امر است ؛ آنجا حساب به عنوان حساب كه كشف مجهول عددى باشد معنى ندارد ؛ در عالم خارج هر چيزى كه مترتّب بر چيز ديگر مىشود عين واقعيّت است هر عملى اثرى و نتيجه اى دارد كه در خارج مترتّب بر آنست ؛ غذائى را كه انسان مىخورد و در معده تبديل به موادّى مىشود ، و در كبد تبديل به خون ميگردد ، يك سلسله امور مترتّبه است ، نه حساب .
هر عملى يك چيزى تولّد مىكند و ميزايد . و هر درختى يك ميوه اى ميدهد و هر ميوه هم ثمرى و اثرى دارد تا برود به جلو ؛ در عالَم تكوين خداوند براى هر چيزى يك اثرى خلقت فرموده است ؛ و هر علتى معلولى دارد ؛ انسان كه نماز مىخواند ، اين نماز اثرى دارد ؛
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٨٩