تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
ما الْعالَمُ الْعِلْوىُّ إلّا تُرْبَةُ * فيها لجثَّتِكَ الشَّريفَةِ مَضْجَعُ ( 11 ) ما الدَّهْرُ إلّا عَبْدُكَ الْقِنُّ الَّذى * بنفوذ أمْرِكَ فى الْبَرِيّةِ مولِعُ ( 12 ) وَ لَقَدْ عَلِمْتُ بِأَنَّهُ لا بُدَّ مِنْ * مهديِكُمْ وَ لِيَوْمِهِ أتَوَقَّعُ ( 13 ) وَ لَقَدْ بَكَيْتُ لِقَتْلِ ءَالِ مُحَمَّدٍ * بالطَفِّ حَتَّى كُلُّ عُضْوٍ مَدْمَعُ ( 14 ) « 1 »
1 - « اى برق ! اگر از زمين نجف عبور كردى به آن زمين بگو : آيا تو در خود چنين مىيابى كه بدانى در ميان تو چه چيز به امانت سپرده شده است ؟ » 2 - « در ميان تو موسى فرزند عمران است ، و بعد از او عيسى ، و به دنبال آنان أحمد مصطفى مىباشد » . 3 - « در ميان تو جبرائيل و ميكائيل و إسرافيل ، بلكه تمام فرشتگان سماوى و عالم قدس هستند » . 4 - « بلكه در ميان تو نور خدا جلّ جلاله مىباشد كه براى صاحبان بصيرت نگاه مىاندازد و سپس نور و لَمَعان ميدهد » . 5 - « در ميان تو امام مرتضى است ، و وصىّ برگزيده حقّ است ؛ و در ميان تو « بطين » و « انزع » است كه رسول الله فرمود » . 6 - « اين همان امانتى است كه نتوانست آن را حمل كند نه سنگ‌هاى سخت كوههاى فرود آمده و نه فلك اطلسِ بلند پايه » . 7 - « اين همان نور نبوّتى است كه جوانب و اطرافش در پيشانى آدم بو البشر مىدرخشيد و طلوع داشت » .
هامش
( 1 ) . بعضى از ابيات قصيده عينيه ابن ابى الحديد كه در ضمن مجموعه معلقات سبع به طبع سنگى مطبوع است