تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
8 - « اين همان شعلهء آتشى است كه براى موسى در آن شب تار ، انوارش بالا گرفت ، و تشعشع و درخشش ميكرد » . 9 - « اگر حدوث تو نبود ميگفتم كه تو آن كسى هستى كه ارواح را در بدنها داخل ميكنى و خارج مىنمائى » . 10 - « اگر مرگ تو نبود ميگفتم كه تو آن كسى هستى كه ارزاق خلائق را در هنگام بخشش ، كم و زياده مىنمائى . » 11 - « عالم عِلوى نيست مگر مَضجع و تربت براى جسد پاك و شريف تو كه در آن مضجع ، مقبور شود » . 12 - « روزگار و دهر نيست مگر بندهء حلقه به گوش تو كه در ميان خلائق براى تنفيذ امر تو شتاب ميورزد و اهتمام دارد » . 13 - « و من به تحقيق دانسته‌ام كه مهدى شما بدون چون و چرا خواهد آمد و براى چنين روزى انتظار ميكشم » . 14 - « و من به تحقيق براى كشته شدن آل محمّد در زمين كربلا بطورى گريه ميكنم كه تو گوئى تمام اعضاء بدن ، چشم اشكبار است » . و اينجاست كه أبو على سينا فخر فلاسفهء شرق ميگويد : وَ كَانَ عَلىُّ فى أصْحابِ مُحَمَّدٍ كالْمَعْقولِ بَيْنَ الْمَحْسُوسِ . « 1 » « علىّ عليه السّلام در ميان اصحاب محمّد چون وجود جوهر معقول در ميان محسوسات بود . » و فاصلهء او با ديگران چون فاصلهء عالم عقل و عالم محسوسات و طبع بود صَلَواتُ اللهِ وَ سَلامُهُ عَلَيْهِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ عَلَى حَليلَتِهِ وَ زَوْجَتِهِ وَ أَبْنَآئِهِ الْمَعْصُومِينَ وَ أوْلادِهِ الطّاهِرِينَ لا سيَّما مَهْديِّهِمْ عَجَّلَ اللهُ تَعالَى فَرَجَهُ وَ سَهَّلَ مَنْهَجَهُ .
هامش
( 1 ) ابن سينا در « معراج نامه » ص 94 گويد : مركز دائرهء حكمت و فلكِ حقيقت و خزانهء عقل ، أمير المؤمنين عليه السّلام . . . اندر ميان خلق همچنان بود كه معقول اندر ميان محسوس .