الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ
. « 1 »
« و اگر ما مىخواستيم هر آينه بواسطهء آياتى كه به او داده بوديم او را بالا مىبرديم ؛ و ليكن او به زمين گرائيد و توجّه كرد ، و از هواى نفس خود پيروى كرد ؛ پس مثال او مثال سگ است كه اگر او را تعقيب كنى عو عو مىكند ؛ و اگر هم او را رها كنى عو عو مىكند . اينست مثال گروهى كه آيات ما را تكذيب كردند ؛ پس اى پيامبر ! اين حكايات و داستانها را براى مردم بازگو كن كه اميد است آنها تفكّر كنند . »
و چون در قيامت ارزش اعمال بر ميزان قرب به حقّ تعالى است ؛ و هر عملى كه مقرّبتر باشد وزينتر ؛ و هر عملى كه در بُعد باشد سبكتر است ؛ و اصولًا حسنات و سيّئات بر اين اساس و معيار عنوان حسنه و سيّئه به خود ميگيرد ، بنابراين مناط ثقل و وزن در آنجا تحقّق به حقّ و واقعيّت است ؛ و هر عملى كه در آن اين چاشنى زياده باشد پسنديدهتر و اصيلتر ؛ و هر عملى كه در آن كم باشد بىبهاتر و فاقدارزشتر است .
آن عالَم عالم حيات و قدرت و علم است و عالم نور است و عالم تجرّد ؛ ظلمت در آنجا راه ندارد ؛ افرادى كه به اعمال سيّئه مبتلا هستند و نفوسشان نفوس شيطانى شده است به آن عالم راه ندارند آنها در همان مراكز بُعد و مظاهر جهل و شقاوت كه جهنّم است گم ميشوند و از بين ميروند و ميزانشان سبك است يا ميزانى ندارند ، عملى ندارند كه آنها را بالا ببرد
هامش
( 1 ) . آيه 176 ، از سورهء 7 : الاعراف