« بلكه انسان بر خودش آگاه است ؛ و اگرچه پيوسته عذرهاى خودش را تحويل دهد » .
آن گواهانى كه در چنين قدرت و توانائى هستند كه در روز قيامت شهادت دهند بايد مثل خود انسان و بلكه بهتر و عالىتر ، از اعمال فرد فرد از افراد امّت كه مورد گواهى آنهاست با خبر باشند .
از مطالبى كه سابقاً و لاحقاً در احوالات مقرّبين و مُخلَصين ذكر كرديم كه آنها از زمان و مكان خارجند و به مقام تجرّد رسيدهاند و شيطان به آنها دسترسى ندارد و حساب و كتاب و عالم عَرض و حضور را ندارند و سيطرهء علميّه و واقعيّه نسبت به عالم امكان و جهان آفرينش پيدا ميكنند ، اين مسائل به خوبى خود به خود پاسخش روشن مىشود .
يعنى آن افرادى مىتوانند شهادت دهند كه از مضيق جهات و عالم طبع و گرايش به مادّه و حبّ دنيا كه نفس را محجوب مىكند و مدركات او را منحصر به ادراكاتى مىكند كه از راه حواسّ ظاهر ، انسان با خارج ارتباط پيدا مىكند گذشته باشند و از اين سطوح عبور نموده باشند ؛ و حواسّ آنها ديگر منحصر به حواسّ خمسه ظاهره نباشد ؛ حسّ ششم آنها زنده شده باشد ؛ و يا چشم قلب آنها باز شده و روح آنها سيطره پيدا كرده باشد .
و به عبارت ديگر موجوداتى باشند كه در عين حال كه در دنيا زندگى ميكنند و يا از دنيا رفتهاند ، احاطهء علميّه نسبت به همه موجودات داشته باشند ؛ و اگر اينطور نباشد اينگونه شهادت براى آنان ميسور
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 96
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٦