تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
با يك نفر و دو نفر با تمام افراد امّت چه غائب چه حاضر . ما مىبينيم كه همين افراد عادى نمىتوانند از تمام جهات و خصوصيّات حاضرين گواهى دهند فضلًا عَن الْغآئبين ؛ خصوصيّات شهادت را از نيّات قلبى و وجههء باطنى و حقيقى عمل ، نسبت به زمان نزديك و مكان نزديك ، تا چه رسد به زمان‌هاى دور و مكان‌هاى دور . پس آن شهادت انبياء و شهداء بر اعمال امّت خود أعمّ از اينكه حاضر باشند يا غائب ، نزديك و يا دور ، آن هم شهادت بدهند بر حقيقت اعمالشان نه بر ظاهر اعمال ؛ اين شهادتى است كه در دسترس همه نيست . بايد كسانى باشند كه غيب و حضور ، و پنهان و آشكارا ، قرب و بُعد براى آنها تفاوت نداشته باشد ظاهر و باطن براى آنها يكسان باشد تا بتوانند تحمّل و سپس ادا نمايند ، يعنى كسانى باشند كه بر ضمائر و سرائر مردم و بر اسرار و افهام مثل خود انسان كه از خودش خبر دارد اطّلاع داشته باشند ؛ ما چگونه بر خودمان مطّلعيم بر اعمال و نيّات خود ؛ چه‌كار كرده‌ايم در فلان ساعت و فلان محلّ ؟ و عمل ما از روى چه قصد و نيّتى بوده است ؟ ما خودمان ميدانيم كه نمازى را كه خوانده‌ايم ، در چه مقدار از آن حضور قلب داشتيم ، و يا اين سلامى را كه به زيد كرده‌ايم آيا براى خدا بوده و يا براى غرض دنيوى و يا تعظيم و تجليل و تكريمى كه نسبت به فلان كرديم از روى چه مقصد بوده است ، گرچه اينكه دوستان و مصاحبان ما مطّلع نباشند ؟
بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ وَ لَوْ أَلْقى مَعاذِيرَهُ
. « 1 »
هامش
( 1 ) آيه 14 و 15 ، از سورهء 75 : القيامة
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 95 | السيد محمد حسين الطهراني