ايستاد و عملى را به جا آورد ؟ يا اينكه ميخواهند شهادت دهند كه او نماز را درست و صحيح خواند با حضور قلب خواند و با توجّه و قصد تقرّب به جاى آورد ؛ البتّه معلوم است كه اين قسم است ؛ زيرا نفس خواندنِ نماز بدون آن شرائط معنوى و واقعى و جان و روح نماز كه قيمت ندارد ؛ نماز ريائى مردود است .
نمازى كه در تمام حالات آن از حركات و سَكَناتِ آن و از اقوال و افعال حتّى تكبيرة الإحرام آن ذهن مشوّش و مضطرب و مركز هجوم افكار پريشان و خاطرات گوناگون بوده باشد محكوم و مطرود است ؛ پس خصوصيّات واقعيّه اين نماز يا روزه يا حجّ يا جهاد و بطور كلّى هر عملى كه انسان بجا مىآورد بايد مشهودِ شاهد باشد ؛ و در تمام وقتىكه شاهد حضور پيدا كرده براى تحمّل ، بايد آن واقعه را با تمام خصوصيّات تحمّل كند و سپس اداء شهادت نمايد . آن كسانى كه تحمّل شهادت ميكنند براى اعمال انسان در روز قيامت بايد چنين خصوصيّتى داشته باشند .
و از طرفى مىبينيم قرآن كريم ميگويد : انبياء و شهداء گواهى بر عمل انسان ميدهند ؛ البتّه بايد حضور داشته باشند .
پيامبران و شهداء بر يك يك از افراد امّت گواهى ميدهند ؛ معلوم مىشود كه با يكايك از آنها از حاضرين و غائبين ، و از موجودين و معدومين ، در خَلوت و جَلوت ، و بيدارى و خواب ، و حركت و سكون ، و كسب و كار ، و بيرون خانه و درون آن در هر لحظه با انسان هستند كه با تمام خصوصيّات از اعمال انسان آگاه باشند ؛ آن هم نه
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 94
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٩٤