بنابراين آن گواهانى كه ميخواهند گواهى دهند مسلّماً بايد به اذن پروردگار باشد . اين اذن فقط يك اذن تشريفاتى نيست ، بلكه علاوه بر شرفى كه مأذون پيدا مىكند به اذن خدا ، كه او را اجازه بر تكلّم ميدهد ؛ خود شخصِ مأذون بايد بتواند تكلّم كند ، يعنى در عالم تكوين و حقيقت بايد قدرت بر تكلّم داشته باشد و تكلّم صحيح بكند ، و آن اينست كه وقتى ميخواهد شهادت دهد واقعاً تحمّل صحيح شهادت كرده باشد . اگر كسى تحمّل شهادت نكرده و اعمال بندگان را همينطورى كه ذكر شد با تمام دقائق و خصوصيّات و سرائر و بواطنش تحمّل ننموده باشد چگونه ميتواند شهادت دهد ؟
شهادت در آن عالم شهادت به حقّ است .
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً
. « 1 »
« در آن روز روح و فرشتگان همگى بطور صفّ كشيده در برابر پروردگار قيام دارند ، و هيچكس سخن نمىگويد مگر آنكه خداوند بخشاينده به او اذن داده باشد ؛ و او سخن به راستى گويد . »
وَ لا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ
. « 2 »
« هيچكس از آن كسانى كه غير از خدا را ميخوانند و عبادت ميكنند در روز قيامت حقّ شفاعت را ندارند ، مگر آن كسانى كه شهادت بحقّ دهند و از روى علم و اطّلاع باشد » .
شاهدان بايد گواهى به راستى دهند
و انشاءالله تعالى همانطور كه در بحث شفاعت كه در پيش داريم
هامش
( 1 ) آيه 38 ، از سورهء 78 : النّبأ
( 2 ) آيه 86 ، از سورهء 43 : الزّخرف