تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
بيكران خداوند جارى مىشود و نهرها و چشمه‌هاى پر فيضان پيامبران چون جوى كوچكى است كه از اين نهر منشعب شده و جدا گرديده است . 9 - تو حيازت كردى از شرف‌ها و فضيلت‌ها و مقامات عاليه ملك و سرزمينى را كه محيط به اقليم‌هائى از شرف و كمال است كه به آخر رسيدن آن از محالات است . بارى مؤمنين و مسلمين به هر درجه كه به قرآن عمل كنند و حقّاً به آن نزديك شوند ؛ به همان درجه قرآن در روح آنان رسوخ مىكند ، و به همان درجه وجودشان از قرآن بهره‌مند ميگردد ؛ و به هر مقدار قرآن را براى منويّات دنيوى و وصول به جاه و مقام و رياست باطل و خودنمائى و مردم دارى بياموزند ؛ از حقيقت قرآن بر كنار و موجب طرد و لعن قرآن قرار ميگيرند ؛ دين مقدّس اسلام دين سُمعه و خودنمائى و ظاهر سازى و ظاهر فريبى نيست ؛ و بنابراين يگانه معجزهء باقيّهء رسول الله و كتاب هدايت بشر كه قرآن است ، اگر كسى بخواهد از آن سوء استفاده كند ، و آن را وسيله براى وصول به باطل قرار دهد ؛ قرآن از نفس او مهجور گرديده و در قيامت شهادت بر عليه او ميدهد .

شهادت قرآن براى آموزندگان مختلف قرآن

در « كافى » محمّد بن يعقوب كلينى با سند متّصل خود روايت مىكند از يعقوب أحمر كه گفت : من به حضرت صادق عليه السّلام گفتم : فدايت شوم ؟ هُموم و غصّه‌ها و اشياء ديگرى بر من وارد شده است بطورى كه چيزى از مستحبّات و كارهاى خير را براى من باقى نگذاشته است ؛ مگر آنكه گروهى از آن كارهاى خير از من پريدند و سلب شدند