تا به جائى كه مقدارى از قرائت قرآن از من سلب شده است .
گويد : چون حضرت از من نام قرآن را شنيدند به هراس و فَزع افتادند و گفتند : بعضى از مردم سوره اى از قرآن را از روى بى اعتنائى دستخوش نسيان و فراموشى قرار ميدهند ؛ و آن سوره در روز قيامت به نزد آن مرد مىآيد تا آنجا كه از درجه اى از درجات بر او اشراف مىيابد و ميگويد : السَّلَامُ عَلَيْكَ .
آن مرد در پاسخ ميگويد : وَ عَلَيْكَ السَّلَامُ ، تو كيستى ؟ ! آن سوره ميگويد : من فلان سوره هستم تو مرا ضايع كردى و ترك نمودى و اگر هر آينه به من تمسّك مىنمودى به اين درجه مقام تو ترفيع يافته بود .
سپس حضرت با انگشت خود اشاره كردند و فرمودند :
عَلَيْكُمْ بِالْقُرءانِ فَتَعَلَّمُوهُ فَإنَّ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَعَلَّمُ الْقُرءانَ لِيُقَالَ : فُلَانٌ قَارِئٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَتَعَلَّمُهُ فَيَطْلُبُ بِهِ الصَّوْتَ فَيُقَالُ : فُلَانٌ حَسَنُ الصَّوْتِ وَ لَيْسَ فِى ذَلِكَ خَيْرٌ ، وَ مِنْهُمْ مَنْ يَتَعَلَّمُهُ فَيَقُومُ بِهِ فِى لَيْلِهِ وَ نَهَارِهِ لَا يُبَالِى مَنْ عَلِمَ ذَلِكَ وَ مَنْ لَمْ يَعْلَمُهُ « 1 » .
« بر شما باد به قرآن كه آن را بياموزيد ! چون بعضى از مردم قرآن را مىآموزند تا آنكه گفته شود : فلان كس خوانندهء خوبى است ؛ و بعضى به جهت صدا قرآن را مىآموزند تا آنكه گفته شود : فلانكس صدايش
هامش
( 1 ) « اصول كافى » ج 3 ، ص 608 و 609 ؛ و در « وسائل » أمير بهادر ، ج 1 ، ص 369 آورده است .