چه باك از آتش دوزخ كه در حشر * قسيم نار و جنّت جز علىّ نيست
اگر كفر است اگر ايمان بگو فاش * كه در روز قيامت جز علىّ نيست
اساس هر دو عالم بر محبّت * بود قائم محبّت جز علىّ نيست
در آن حضرت كه دم از « لى مَعَ الله » * زند أحمد معيّت جز علىّ نيست
شنيدم عاشقى مستانه ميگفت * خدا را حول و قوّت جز علىّ نيست
وجود جملهء أشياء از مشيّت * پديد آمد مشيّت جز علىّ نيست
شهنشاهى كه بر درگه ملائك * زنندش پنج نوبت جز علىّ نيست
علىّ آدم علىّ شيث و علىّ نوح * كه در دور نبوّت جز علىّ نيست
علىّ أحمد علىّ موسى و عيسى * كه در اطوار خلقت جز علىّ نيست
ترا پير طريقت گو عُمَر باش * مرا پير طريقت جز علىّ نيست
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 308
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٠٨