تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 303

مساهمون:

ص٣٠٣
و همچنين در روايت است كه نماز حركت مىكند ، نماز واقعى چيست ؟ آن نمازى است كه ظاهرش و باطنش قُرْبَانُ كُلِّ تَقِىٍّ است . آن نمازيست كه در آن حال نماز گزار معراج مىكند ، آن نمازى كه در آن حال به هيچوجه نه بدن نه روح نه فكر و انديشه سراغ غير خدا نيست و همينطور كه بدن طبيعى رو به كعبه ايستاده است ؛ روح هم ميرود سراغ كعبه حبّ و در حرم الهى آن را به جاى مىآورد ؛ و اگر در خارج بخواهد چنين نمازى شكل و صورت به خود بگيرد مىشود أمير المؤمنين عليه أفضل صلَوات المُصلّين . چون او نماز است ؛ نمازش چنين تشكّلى به خود گرفته بود است يعنى حقيقت نماز در وجودش پيدا شده است . لذا رواياتى كه وارد شده است و در بسيارى از تفاسير آمده كه نَحْنُ الصَّلاة . « ما نماز هستيم . » اشاره به اين معنى است ، چون اين حقائق در عوالمى موجوديّت دارد ، و موجوديّتش در انسان كامل است . به علّت آنكه انسان از ملائكه افضل است و هيچ موجودى جز ذات پروردگار از روح انسان اشرف نيست . بنابراين كسانى كه خود را به مرحلهء كمال برسانند و هيچ حالت منتظره و ضعفى در آنها نباشد يعنى تمام قوا و استعدادهاى خود را به مرحله فعليّت برسانند ، و فعليّت محضه گردند ؛ حقيقت ايمان حقيقت قرآن ، حقيقت زكات ، و سائر أعمال و صفات حسنه ، در وجودشان عجين شده ؛ و با اين خميره مخمّر گرديده‌اند . « 1 »
هامش
( 1 ) مطالب مجلسى نقل به معنى شد و با توضيحى از ما بيان شد ؛ و أصل مطالب در ج 7 « بحار » طبع حروفى ، ص 321 تا 324 آمده است .