چون شب داخل شود منادى از جانب حقّ متعال ندا مىكند به صدائى كه تمام مخلوقات خدا غير از جنّ و انس آن را مىشنوند : اى پسر آدم ! من كه شب هستم گواه و شاهدم بر آنچه در من هست ، از من بهرهء خود را برگير ! چون همين كه آفتاب طلوع كند ديگر حسنه و خيرى را نمىتوانى در من وارد سازى و به خيرات و حسناتت زياد كنى ! و نه مىتوانى نسبت به گناه انجام داده طلب رضا و عفو كنى !
من گذشتم و رفتم ، دوران من تا طلوع آفتاب است .
و همين گفتار را روز ميگويد در وقتى كه دوران شب سپرى گردد .
و در « علل الشّرائع » با إسناد خود از عبد الله بن علىّ زرّاد روايت مىكند كه :
قَالَ سَأَلَ أَبُو كَهْمَسْ أَبَا عَبْدِ اللهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ فَقَالَ : يُصَلِّى الرَّجُلُ نَوَافِلَهُ فِى مَوْضِعٍ أَوْ يُفَرِّقُهَا ؟ قَالَ : لَا بَلْ هَاهُنا وَ هَيْهُنا فَإنَّهَا تَشْهَدُ لَهُ يَوْمَ الْقِيَمَة . « 1 »
« أبو كهمس از حضرت صادق عليه السّلام سؤال مىكند كه آيا انسان نوافل نمازهائى را كه به جا مىآورد ، در جاى واحد بخواند ؛ يا در مكانهاى جداجدا متفرّقاً بخواند ؟
حضرت فرمودند : نه ، بلكه اينجا و آنجا در جاهاى جداجدا بخواند ؛ چون اين مواضع مختلف در روز قيامت براى او شهادت ميدهند .
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » ج 7 ، ص 318