تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
بدن در آنجا گواهى بر عمل خود ميدهند .
وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا
. « اين افراد به پوستهاى بدنشان ميگويند : چرا شما عليه ما شهادت داديد ! ؟ ما از شما آخر چنين انتظار نداشتيم كه عليه ما شهادت دهيد ! پوست بدن ، بشرهء خود بدن است ؛ و از همه چيز به انسان نزديكتر است ؛ و نبايد شهادت عليه او بدهد - انسان در دنيا گذشته از خودش - افراد غريب را دوست ميگيرد و با خود همدست و همداستان مىكند ، براى اينكه در مواقع گرفتارى و ضرورت به نفع او كارى بكنند ؛ حالا در يك موقعيّت و وضعيّتى قرار گرفته كه پوست و بشرهء بدن بر ضرر او گواهى ميدهند .
قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ
. « پوست‌هاى بدن در پاسخ ميگويند : خداوند ما را گويا كرده است ؛ آن خداوندى كه همه چيز را به نطق در آورده است و گويا نموده است » .
وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
. « همان خدائى كه شما را در بدوِ امر ايجاد كرد و بازگشت شما هم بسوى خداست . » يعنى همان كسى است كه بدء و نهايت ، و مبدأ و معاد شما بسوى اوست ؛ بدءِ آفرينش و بازگشتِ شما در سير حركت تكاملى به طرف اوست ؛ همان كس زبان ما را گويا كرد و ما را به سخن گفتن در آورد .
وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ وَ لا أَبْصارُكُمْ وَ لا جُلُودُكُمْ وَ لكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ اللَّهَ لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ .