و نفس عالم آفرينش نيست ؛ و عالم تكوين و شهادت نيز جدا از علم خدا نيست .
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ
. « 1 »
« آيا اين مردم چنين مىپندارند كه ما رازها و پنهانىها و آهسته سخن گفتنهاى آنان را نمىشنويم ؟ آرى ! و فرستادگان ما كه نزد آنان هستند همه را مينويسند . »
در اين آيه كريمه ملاحظه مىشود كه با آنكه ملائكه را نويسندهء اعمال قلمداد مىكند ، ميفرمايد : ما از سرّ و رازِ آنان اطّلاع داريم . و نيز ميفرمايد :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ * إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ
. « 2 »
« ما انسان را آفريديم و از وساوس و خواطر نفس او آگاهيم ؛ و از حبل الوريد او به او نزديكتر هستيم ! » در اينجا ملاحظه مىشود كه با آنكه اين علم و اطّلاع را حضرت حقّ به خود نسبت ميدهد و بلكه از حبل الوريد انسان خودش را به انسان نزديكتر مىبيند ؛ بلافاصله ميفرمايد : « در آن وقتى كه آن دو فرشته ، اعمال او را تلّقى نموده ميگيرند و ثبت مىكنند ؛ و از راست و چپ هر سخنى را كه بيفكند ، بلادرنگ رقيب و عتيد آن را ميگيرند و نگاهدارى مىنمايند ؛ » يعنى كار فرشتگان كار ماست ؛ و اخذ و نگاهدارى آنها علم ماست . »
هامش
( 1 ) . آيه 80 ، از سورهء 43 : الزّخرف
( 2 ) آيه 16 و 17 ، از سورهء 50 : ق