و از خود امتها نيز پرسش مىشود ليكن آنان انكار ميكنند ؛ همچنان كه خداوند تعالى فرموده است :
هر آينه حقا ما از امتهائى كه پيامبران راى بسوى آنها فرستاديم پرسش ميكنيم ، و حقا از خود پيغمبران نيز پرسش خواهيم كرد ؛ امتها ميگويند : أبدا بسوى ما پيامبرى كه بترساند و بشارت دهد نيامده است .
در اين حال آن پيامبران ، از حضرت رسول الله ، گواهى بر أعمال خود نسبت به تبليغ امتهايشان ميخواهند .
رسول الله گواهى ميدهد ، كه خداوندا اين رسولان راست ميگويند ! و اين امتهاى منكر دروغ ميگويند . و رسول الله به يكايك از اين امتها ميگويد : آرى بسوى شما پيامبرتان با بشارت و انذار آمد ، و تبليغ رسالت خود راى نمود ؛ و خداوند بر هر كارى تواناست ؛ يعنى مقتدر است كه جوارح و اعضاء شما راى به سخن در آورد ؛ و آنان گواهى دهند كه پيامبرانتان بسوى شما آمدند ؛ و ابلاغ مراتب رسالت خود را نمودند .
و همچنين خداوند خطاب به رسول الله نموده و ميفرمايد : اى رسول اكرم ! پس چگونه است در آن زمانى كه ما از هر امت و جماعت پيامبرى راى به عنوان گواهى و شهادت مىآوريم ؛ و تو را نيز براى گواهى و شهادت عمل آن پيامبران مىآوريم !
در « تفسير عياشى » از أبى معمر سعدى آورده است كه :
قالَ : قَالَ عَلىُّ بنُ أَبِى طَالِبٍ عليه السلام فِى صِفَةِ يَومِ القِيَامَةِ
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 147
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص١٤٧