فَبَابُكَ مَقْصُودٌ وَ فَضْلُكَ زائِدٌ * وَ جودُكَ مَوْجودٌ وَ عَفْوُكَ وَاسِعُ ( 3 ) « 1 »
1 - پس اى پروردگار من به حقّ پيامبرِ ما كه خليل و حبيب توست و فرستاده از جانب توست و او آقائى و سيّدى بزرگوار و متواضع است .
2 - به ما روزى كن كه با احباب به زيارت و لقاء و ديدار تو نائل آئيم ! آن چنان ديدارى كه دلهاى اولياء و مشتاقان تو بسوى آن مسارعت ميگيرد و شتاب ميورزد .
3 - چون درِ رحمت تو مقصود ماست و فضل تو ريزش دارد ؛ وجود و كرم تو موجود است و عفو تو واسع .
خيال روى تو در هر طريق همره ماست * نسيم موى تو پيوند جان آگه ماست
بِرَغمِ مدّعيانى كه منع عشق كنند * جمال چهره تو حجّت موجّه ماست
ببين كه سبب زنخدان تو چه ميگويد * هزار يوسف مصرى فتاده در چه ماست
اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد * گناه بخت پريشان و دست كوته ماست
به حاجب درِ خلوت سراى خاصّ بگو * فلان ز گوشهنشينان خاك درگه ماست
هامش
( 1 ) « ديوان ابن فارض » ص 213 .