يَجْتَمِعُونَ فِى مَوْطِنٍ يُسْتَنْطَقُ فِيهِ جَمِيعُ الْخَلْقِ ، فَلَا يَتَكَلَّمُ أَحَدٌ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَ قَالَ صَوَاباً . فَيُقَامُ الرُّسُلُ فَيُسْأَلُ فَذَلِكَ قَوْلُهُ لِمُحَمَّدٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ : فَكَيْفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَ جِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا . وَ هُوَ الشَّهِيدُ عَلَى الشُّهَدَاءِ وَ الشُّهَدَاءُ هُمُ الرُّسُلُ . « 1 »
« حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام در وصف روز قيامت چنين فرمودهاند كه : تمام خلائق جمع ميشوند در محلّى كه بايد در آنجا جميع افراد بشر بازپرسى شوند ، و هيچكس حقّ سخن گفتن را ندارد مگر كسانى كه خداوند به آنها اجازه دهد و سخن به راستى گويند ؛ در آن موطن و محلّ ، پيامبران بر پا ميشوند و مورد سؤال و بازپرسى قرار ميگيرند ؛ و اين مفاد همان گفتارى است كه خدا در قرآن به محمّد عليه السّلام دارد :
پس چگونه است در وقتى كه از هر امّت و جماعتى ، ما گواهى از خود آنان بياوريم ! و اى محمّد ما تو را گواه بر أعمال آن گواهان بياوريم ! پس بنابراين رسول الله گواه بر پيامبران است ؛ و پيامبران گواهان بر امّتهاى خود مىباشند .
و در كتاب « فضائل الشّيعة » شيخ صدوق رضوان الله عليه وارد است كه : با سند متّصل خود از ثُمالى روايت مىكند كه :
قَالَ : قَالَ أَبُو عَبْدِ اللهِ عَلَيْهِ السَّلامُ : نَحْنُ الشُّهَدَاءُ عَلَى شِيعَتِنَا
هامش
( 1 ) « تفسير عيّاشى » ج 1 ، ص 242