تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
نمىشود ! چهار هزار و نهصد و پنجاه تومان ! نمىشود ! نهصد و نود و نه تومان ! نمىشود ! يك شاهى از آن كمتر نمىشود . زيد پنج هزار تومان را نقداً ميگيرد و مىآورد ؛ اين را ميگويند تَوَفِّى . تَوْفيه ( وَفَّى يُوَفِّى تَوْفيَةً ) يعنى بطور كامل و تامّ و تمام به آنها برساند و به خوردشان بدهد و إشباعشان نمايد .
لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ
يعنى افرادى را كه در قيامت حاضر مىكنند ، اين‌طور اعمالشان را به آنها توفيه مىكنند ، صد در صد أعمال را به آنها ميخورانند .
وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
؛ و ايشان ابداً مورد ظلم و ستم واقع نمىشوند . چرا ؟ چون اعمال مال انسان است ، از اراده و اختيار او تراوش كرده ، و اينك عين همان اعمال را به صورت ملكوتى كه مناسب با آن عالم است به انسان ميدهند . در اين صورت ظلم چه معنى دارد ! مگر نخوانده‌ايد :
وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى
. « 1 » « هيچ حاملى بار ديگرى را حمل نخواهد نمود . » هر كس بار خودش را برميدارد ، نه بار ديگرى را . پس در قيامت كه أعمال خود انسان را كه اثر اوست و تراوش از اوست به او ميدهند و توفيه مىكنند ، اين ظلم نيست . زيرا بار ديگرى را كه به دوش او نگذارده‌اند و طائر ديگرى را به گردن او نبسته‌اند ؛ بار خود انسان بوده ، در دنيا به
هامش
( 1 ) صدر آيه 18 ، از سورهء 35 : فاطر