تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
انكارْ عين اقرار و اعتراف ، و همين نفىْ عين اثبات است . در قيامت ، انسان مشغول نفسِ همان أعمالى است كه در دنيا انجام داده است ، غاية الامر در دنيا به صورت مُلكى بوده است و در آنجا به صورت ملكوتى مىباشد . بنابراين چه كسى ميتواند انكار كند ؟
وَ لِكُلٍّ دَرَجاتٌ مِمَّا عَمِلُوا وَ لِيُوَفِّيَهُمْ أَعْمالَهُمْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
. « 1 » از براى هر يك از أفراد بشر در اثر اعمالى كه انجام داده‌اند و از نفس كردارى كه كرده‌اند مراتب و درجاتى است ؛ همه در درجهء واحد نيستند . و خداوند أعمال انسان را به انسان « تَوفيه » مىكند .

در معناى توفيهء أعمال

تَوْفيَه از مادّهء وَفَى است . تَوَفَّى يَتَوَفَّى تَوَفِّى يعنى بطور كامل و تامّ و تمام گرفتن .
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ
« 2 » يعنى خدا نفس‌ها راى تام و تمام مىگيرد و چيزى باقى نمىگذارد . مثلًا ما به زيد ميگوئيم : آن پنج هزار تومانى را كه از عَمرو طلب داريم ، تو برو بگير ! او ميرود و ميخواهد بگيرد ، ولى عمرو ميگويد : فردا بگير ! زيد ميگويد : نمىشود ! عصر بيا بگير ! ميگويد : نمىشود ! يك ساعت ديگر بگير ! ميگويد : نمىشود ؛ الآن بايد بدهى ! عمرو ميگويد : حالا كه بايد بدهم هزار تومان مىدهم ! ميگويد : نمىشود ! دو هزار تومان ! نمىشود ! سه هزار إلى چهار هزار تومان
هامش
( 1 ) ! آيه 19 ، از سورهء 46 : الاحقاف ( 2 ) صدر آيه 42 ، از سورهء 39 : الزّمر