در جاى ديگر تعبير به ظهور و آشكارى بعد از خفا و پنهانى شده است :
بَلْ بَدا لَهُمْ ما كانُوا يُخْفُونَ مِنْ قَبْلُ
.
امّا در اين آيه
لِيُرَوْا أَعْمالَهُمْ
ميفرمايد : براى اينكه مردم ببينند و از حقيقت عمل خود مطلع شوند .
انكار نامهء عمل در قيامت به هيچ وجه امكان ندارد
آيا انسان مىتواند آن نامهء عمل را انكار كند ؟ اگر گفتار و صورت انسان را در ضبط صوت و در فيلم ضبط كنند و بعداً به او ارائه دهند انسان نمىتواند انكار كند ؛ امّا در قيامت عنوان نوشتن و عنوان ضبط نيست ، و عنوان عكس بردارى كردن و روى پرده نمايش دادن نيست ؛ از اينها بالاتر است .
آنجا خود انسان را مىآورند با همان عملى را كه انجام داده است درحالىكه انسان همان عمل را دارد انجام ميدهد ؛ خودش دارد آن عمل را انجام ميدهد . چون معناى بقاءِ بعد از فناء اينطور شد كه آن روز انسان ، مُسَيطر و مُهَيمن بر بدن دنيوى خود با تمام أعمالى كه انجام داده است مىشود ؛ پس مىبيند خودش را كه مشغول انجام اين أعمال است ؛ بلكه مىيابد خود را كه مشغول انجام اين أعمال است .
الآن ما در اين لحظه كه اينجا نشستهايم و صحبت مىكنيم ، اين كيفيّت و حال وجودى خود را مىتوانيم انكار كنيم ؟ آيا هيچ ممكن است ؟ ! وقتى تكلّم ما تمام شد مىتوانيم انكار كنيم ؛ سخنانى را كه قبلًا گفتهايم مىتوانيم منكر شويم ؛ امّا در عين اينكه داريم صحبت مىكنيم نفس همين تكلّم را مىتوانيم منكر شويم ؟ نه . چون همين