تا به جائى كه مردم از آنچه مىبينند ميگويند : اى عجب از مردهاى كه زنده شده و زندگانى مىكند .
و از همين باب است يوم نشور . و خداوند ايشان را نشر كرد ، يعنى زنده كرد . »
و در « نهاية » ابن أثير آورده است كه در حديث دعا وارد شده است :
لَكَ الْمَحْيَا وَ الْمَمَاتُ وَ إِلَيْكَ النُّشُورُ . يُقالُ : نَشَرَ الْمَيِّتُ يَنْشُرُ نُشوراً ، إذا عاشَ بَعْدَ الْمَوْتِ ؛ وَ أنشَرَهُ اللهُ أىْ أحْياهُ . « 1 »
« اى خداوند ! زندگى و مرگ براى توست ، و نشور بسوى توست . گفته مىشود : مرده نشور پيدا كرد ، يعنى بعد از مردن عيش و زندگى پيدا كرد . »
و به همين الفاظ در « لسان العرب » آورده است و به دنبالش گفته است : وَ مِنْهُ يَوْمُ النُّشورِ . « 2 »
فرق عالم حشر با عالم نشر
از آنچه گفته شد بدست مىآيد كه عالم نشر يعنى عالم زندگى و حيات ؛ يعنى پس از آنكه در سير إلى الله مردم به فناء مىرسند ، دو مرتبه از فناء به بقاء حركت مىكنند و مانند نامه و طاقهء پارچهء درهم پيچيده دوباره باز مىشوند و احاطهء وجودى و احاطهء علمى بر أعمال خود پيدا مىكنند و مورد حساب و جزاء و عرض و سؤال قرار ميگيرند .
هامش
( 1 ) « نهاية ابن أثير » ج 5 ، ص 54
( 2 ) « لسان العرب » ج « ر - ز » ص 206