را نه تنها در يك لحظه ، بلكه در طول مدّت عمر با تمام آثار و خصائص و لوازم مىيابد و وجدان مىكند . و همانطور كه الآن روح ما بر بدن ما در اين لحظه احاطه دارد ، در آن وقت روح انسان بر بدن انسان در تمام مدّت عمر ، با تمام خصوصيّات و مقارنات احاطهء وجوديّه پيدا مىكند و به تمام معنى الكلمه مُسيطر و مُهيمن بر خود و بر بدن عنصرى خود ، با كردارش ، به نحو علم حضورى خواهد بود .
و همانطور كه گفتيم ، چون در آن عالم ، انسان و كردارش به صورت ملكوتى خود جلوه دارند ، و حقائق اشياء منكشف ميگردد ، و از طرفى بهشت و جهنّم ، ثواب و عقاب ، نفسِ توفيهء أعمال و إشباع شدن از حقائق أفعال و تجسّم روح و واقعيّت آنهاست ، بنابراين ، انسان بر تمام بدن عنصرى با آتشهائى كه افروخته است يا گل و سمنى كه كاشته است احاطه پيدا مىنمايد ؛ و اين احاطه تنها علم و احاطهء تصوّريّه نيست ، بلكه چون روح مجرّد است ، احاطهء وجوديّه است . و اللهُ العالم
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 210
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٢١٠