تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
و بر اساس اين مقدّمه خوب دانستيم كه عالم برزخ كجاست ؟ و عالم قيامت كجاست ؟ عالم برزخ الآن هست و عالم قيامت هست ؛ نمىتوانيم بگوئيم كه الآن هست ، چون الآن يعنى در اين زمان ، و قيامت زمان ندارد و ما فوق زمان است . مثل بدن ما كه ميگوئيم : الآن هست ، ولى غلط است كه بگوئيم : روح ما الآن هست ؛ بلكه بايد بگوئيم : روح هست ؛ چون روح ، مجرّد از زمان است و در زمان نمىگنجد ؛ بله به اعتبار اينكه روح ما اين لحظه و اين ساعت را هم فرا گرفته است ، مىتوانيم بگوئيم اين ساعت هست ؛ كما اينكه ميتوانيم بدين لحاظ بگوئيم : قيامت هست و حتّى ميتوانيم بگوئيم : خداوند در اين ساعت هست .

روح و نفس ناطقهء انسان برتر از زمان و مكان است

روح و نفس ناطقهء انسان مجرّد است و به‌هيچ‌وجه مقيّد به زمان نيست ، مگر به اعتبار تعلّقش به بدن ، آن هم به لحاظ ادراك صاحبش ؛ ولى اگر كسى روح خود را وجدان كند مىبيند كه از زمان و مكان برتر است و بلكه بر زمان سيطره دارد و همهء عوالم را فرا گرفته است و عوالم چون گردوئى در مشت اوست . ولى چون ما روح خود را نيافته‌ايم و هستى خود را همين هستى مادّى و طبيعى ميدانيم ، و اين هم زمانىّ و مكانىّ است ، تصوّر نموده‌ايم كه روحمان هم زمانىّ است ؛ آن‌وقت ميگوئيم : ما الآن هستيم ، روح ما الآن هست ، الآنش را بايد حذف كرد . عالم برزخ چون از تتمّه‌هاى عالم دنياست و مجرّد محض