نقطهاى كه همهء موجودات و مخلوقات در سير خود به ذات اقدس ، در عالىترين رتبه و مقام و درجه قرار ميگيرند ، ابد است .
اين ازل عين ابد آمد يقينظاهر اينجا عين باطن شد ببين
اگر از باب مثال ، ذات احديّت و مقام غيب الغيوب و لا اسمَ لَه و لا رسمَ لَه را نقطهاى فرض كنيم ( نقطهء رياضى نه نقطهء فيزيكى ) كه هيچ بُعدى ندارد ، و اوّلين نقطهء ظهور كثرت كه همان اراده و مشيّت است و از آنجا كثرات عوالم ملكوت يكى پس از ديگرى بوجود مىآيد و به پائين سرازير مىشود ، تا برسد به عالم طبع و مادّه كه از نقطهء نظر كثرت از همهء عوالم وسيعتر و از نقطه نظر حيات و علم و قدرت از همهء عوالم كوچكتر و تنگتر است ، يك شكل مخروطى تشكيل خواهد شد كه نقطهء رأس آن ، مقام اسم أحد و پائينتر از آن اسم حَىّ و عليم و قدير ، و پائينتر از آن ، مقام اراده و مشيّت است كه از آنجا پيدايش عالم شده است ، و همينطور كثرات عوالم به ترتيب پائين مىآيد تا به قاعدهء مخروط ميرسد كه عالم مادّه و أظلَم العوالم است .
موجودات ، با ارادهء پروردگار هر يك از نقطهاى آفريده شده و پس از طىّ قوس نزول و حركت به عالم مادّه ، دو مرتبه به طرف مبدأ حركت نموده و با طىّ قوس صعود به همان نقطهاى كه ابتدائشان از آنجا بوده ميرسند و در آنجا فانى ميگردند ؛
كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ
. « 1 »
« همانطور كه خداوند عزّ و جلّ شما را ابتداءً خلقت فرمود ، شما بازگشت مىكنيد
هامش
( 1 ) » . ذيل آيه 29 ، از سورهء 7 : الاعراف