عملى بكنند ، قبل از آن نيّتشان خداست - ما همهء اين كارها را از دست خدا ميگيريم و آن وقت خدا را چنان عقب مىزنيم و در آن زاويهء آخر عالم قرار ميدهيم . و محصّل آنكه خدا را يك موجود بى خاصيّت و بى اراده و ضعيف كه هيچ كارى از دستش بر نمىآيد و تمام كارها از او گرفته شده و به امور تكوين سپرده شده است ، و در آن گوشهء عالم و در اين گوشه ، يعنى در دو گوشهء اوّل و آخر قرار ميدهيم ، و معناى ازل و ابد را هم دو زمان اوّل و آخر مىگيريم ؛ به به از اين قرار و از اين حساب ! !
نه ؛ اين حرفها جملگى غلط است .
خداوند هميشه و همه جا و با همه هست
خداوند هست ، هميشه هست ، همه جا هست ، با همه هست ؛ قيامت هست ؛ برزخ هست ؛ عوالم ما فوق قيامت - كه اسماء و صفات كلّيّهء الهيّه است - هستند ؛ ذات مقدّس خداوند هست .
معناى ازل و ابد
معناى ازل ، ابتداء زمان و معناى ابد ، انتهاى أمد و درازاى زمان نيست ؛ بلكه معناى ازل از نقطهء نظر طولى نسبت به اين عالم همان نقطهء ابتداى آفرينش در درجات و مراتب عالى قدرت و علم است ؛ و معناى ابد همان نقطهء انتهاى آفرينش در درجات و مراتب عالى علم و قدرت است .
و نقطهء ازل و ابد يكى است ، ولى به دو اعتبار : به اعتبار ابتداءِ خلقت ، آن را ازل و به اعتبار انتهاءِ خلقت ، آن را ابد گويند . نقطهاى كه حضرت پروردگار عزّ اسمه از ذات مقدّس ، در عالىترين رتبه و مقام و درجه ، ارادهء خلقت عوالم ملكوتى و كثرت را نموده است ، ازل ؛ و