پس اگر پيدايش آنها يا پيدايش يكى از آنها بالاتر از مُحدِّد الجهات ( فلك الافلاك و آخرين فلك ) است ، پس لازم مىآيد كه در لا مكان مكان باشد و در لا جهت جهت باشد .
و اگر داخل در طبقات آسمانها و زمين باشد يا در بين طبقهاى و طبقهء ديگر بوده باشد ، پس لازمهاش يا تداخل است و يا انفصال بين آسمانى با آسمان ديگر ؛ و تمام اين لوازم مستحيل است ؛ و علاوه بر اين با قول خداى تعالى :
وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
« 1 » . « و بهشتى كه عرض آن آسمانها و زمين است » منافات دارد .
اين تقرير شبهه است ؛ و امّا راه دفع آن ، براى كسى كه تدبّر كند در اصولى كه ما روشن و مبيّن كردهايم ، مكشوف است .
پاسخهاى متكلّمين از اين شبهه غير قابل قبول است
و امّا متكلّمين چون به خانهها از درهاى خود وارد نشدهاند ، در گنجايش فهم آنان نيست كه بتوانند از أمثال اين إشكال تفصّى جويند ، و لذا گاهى در جواب گفتهاند : خلا جائز است ، و گاهى پاسخ دادهاند كه : بهشت و جهنّم هنوز آفريده نشدهاند ، و گاهى به اينكه : آسمانها به قدرى كه بهشت در ميان آنها جا گيرد ، شكافته شدهاند ؛ و اى كاش به دين عجوزهها قناعت ميكردند و به تقليد اكتفا مىنمودند و از گفتن آنكه : « ما نميدانيم ، خدا و رسول أعلمند » استنكاف نمىكردند . « 2 »
و سپس فرموده :
« مشكلترين شبههء منكرين معاد جسمانى و مهمترين اشكالات
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 133 ، از سورهء 3 : ءَال عمران
( 2 ) « أسفار » طبع حروفى ، ج 9 ، ص 200 و 201