ديگر از زمين بيرون مىآوريم . »
و ثانياً ، اين بدن طاعت نموده و يا معصيت كرده است ، و اين برود و بيارامد و بدن ديگرى مورد بازخواست واقع گردد ؟
گنه كرد در بلخ آهنگرى * به شوشتر زدند گردن مسگرى
مراد از أمثال در اين آيات همان بدن است ، و أمثال به معناى اطوار و احوال است يعنى طوراً بعد طور و حالًا بعد حال .
ما بدنهاى آنان را به احوالات و اطوار مختلف در مىآوريم ؛ همانطور كه نطفه در رحم مادر قرار ميگيرد و اطوارى و أمثالى را طىّ مىكند تا كامل مىشود ، ما نيز پس از مرگ اطوارى را بر انسان ميگذرانيم تا بالاخره به صورتى كه مردم نميدانند و نمىشناسند مىآفرينيم .
و البتّه آن انسانى را كه خداوند محشور ميفرمايد همين بدن است با اطوار عاليه كه مادّيّت و كثافت و جهات طبيعيّه را ندارد ؛ بدن روشن و نورانى .
و البتّه اين خلقت اطوار و أمثال بدن منافات ندارد با آياتى كه دلالت مىكند بر آنكه خداوند خود مردگان را زنده مىكند ، زيرا خلقت اطوار بدن عين خلقت خود بدن است ؛ مثل آيه :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَمْ يَعْيَ بِخَلْقِهِنَّ بِقادِرٍ عَلى أَنْ يُحْيِيَ الْمَوْتى
. « 1 »
« و آيا اين منكران و كافران نمىبينند كه خداوندى كه آسمانها و
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 33 ، از سورهء 46 : الاحقاف