ساختيم ؛ و زماني كه بخواهيم ، مثلها و شكلها و مانندهاى ايشان را البتّه تبديل خواهيم نمود . »
و بر افراد صاحب بصيرت پوشيده نيست كه نشأهء دوّم كه نشأهء آخرت است ، طورى ديگر است از وجود كه مباينت با اين طور دنيوى - كه از خاك و آب و گل خلق شده است دارد ؛ و موت و بعث ، ابتداى حركت رجوع بسوى خدا يا قرب به اوست ؛ نه بازگشت بسوى خلقت مادّيّه و بدن خاكى كثيف ظلمانى .
و فخر رازى در تفسير كبير خود استدلال كرده است بر آنچه به نظر خود از حشر و معاد فهميده و تصوّر آن را نموده است ، به آياتى از قرآن كريم كه دربارهء قيامت و بعث وارد شده است و آن را با آنچه خود فهميده و موافق رأيش و طبعش بوده است تطبيق نموده است :
وى گفته است : در سورهء واقعه آياتى است كه اشاره است به جواب شبههء منكرين معاد ، كه آنها از اصحاب شِمال و اهل مجادله هستند ، آنجا كه گفتهاند :
أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً وَ عِظاماً أَ إِنَّا لَمَبْعُوثُونَ * أَ وَ آباؤُنَا الْأَوَّلُونَ
. « 1 »
« آيا در زماني كه ما بميريم و به صورت خاك و استخوان درآئيم ، آيا ما مبعوث خواهيم شد ؟ ! آيا پدران پيشين ما نيز مبعوث خواهند شد ؟ ! »
و خداوند در پاسخ آنان براى امكان اين معاد به چهار وجه استدلال نموده است
هامش
( 1 ) : ذيل آيه 47 و آيه 48 ، از سورهء 56 : الواقعة