است ؛ و در هر سال دو بار پهلو به پهلو مىشوند از راست به چپ و از چپ به راست ؛ و آنان فعلًا بر همان هيئت و قيافهء خود در غار هستند ؛ و ما فعلًا در روى زمين غارى را سراغ نداريم كه در آن جماعتى بدين گونه و به اين هيئت خوابيده باشند « 1 » . »
اينك با ذكر چند جهت اين داستان را پايان ميدهيم :
« اصحاب كهف » و « اصحاب رقيم » يك جماعت هستند
1 - كهف ، شكاف و نقبى است كه در كوه قرار دارد و از مَغاره و غار وسيعتر است ، بطورى كه انسان و حيوان مىتوانند به خوبى در آن جا گيرند و زيست كنند .
و رقيم ، به معناى مرقوم ( چون جريح به معناى مجروح ) است . و به علّت آنكه نام اصحاب كهف را در لوح مِسين يا زرّين نگاشته و در خزانهء پادشاه نصب كردهاند ، و يا به علّت آنكه نام آنان را بر داخل غار نقش كردهاند لذا اصحاب كهف به « اصحاب رقيم » نيز موسوم شدند .
پس اصحاب كهف و اصحاب رقيم جماعت واحدى هستند .
و امّا بعضى از روايات ضعيفه كه دلالت دارد بر آنكه اصحاب رقيم غير از اصحاب كهفند ، و داستان آنان را بدين طريق ذكر مىكند كه سه نفر از مؤمنان كه در صحرا رفته بودند و بواسطهء طوفان به غارى پناهنده شدند و سنگى بزرگ حركت كرده و درِ غار را بكلّى گرفت ، و به بركت دعاى هر يك از آن سه نفر كه خداى را به اعمال صالحهء خود ياد كردند ثلثى از آن سنگ كنار رفت و ثلثى از در غار نمايان شد ؛ قابل قبول نيست . چون از سياق آيات مباركات قرآن كريم دور است كه دو
هامش
( 1 ) « الميزان » ج 13 ، ص 300