براى مردم قرار داده ، و براى معاد و روز بازپسين شاهد صادقى مقرّر داشته است .
در اين حال همگى به گريه در آمدند ، و از خداى خود مسألت نمودند كه آنان را به خوابگاههايشان برگرداند ؛ و آنان بار ديگر نيز به خواب روند .
پادشاه آن زمان كه از مؤمنين بود گفت : سزاوار است كه اينك ما در اين محلّ مسجدى بنا كنيم ، و براى ديدار و زيارت مسجد بدين نقطه بيائيم ؛ چون اين جماعت كهف از مؤمنان هستند .
و از براى اصحاب كهف در هر سالى دو بار انتقال و از پهلو به پهلو شدن است ؛ شش ماه بر پهلوى راست خود ميخوابند ، و شش ماه ديگر بر پهلوى چپ . و سگ آنان نيز هميشه ملازم آنهاست بطورى كه دو دست خود را در آستانهء غار گسترده است « 1 » . »
كلام علّامهء طباطبائى در ذيل روايت « تفسير قمّى »
علّامهء طباطبائى بعد از نقل اين روايت گفتهاند : اين روايت از نقطهء نظر متن از واضحترين روايات واردهء در اين مقام است ، و نيز از سالمترين و دورترين آنهاست از اضطراب و تشويش ؛ ليكن معذلك دلالت دارد بر آنكه آن كسانى كه در تعداد اصحاب كهف اختلاف كردند همان افرادى هستند كه بر در كهف اجتماع كرده بودند ، و اين خلاف ظاهر آيه است .
و ديگر دلالت دارد بر آنكه اصحاب كهف براى بار دوّم نمردهاند ، بلكه به خواب اوّليّهء خود برگشتند . و نيز سگ آنان زنده و در خواب
هامش
( 1 ) « تفسير علىّ بن إبراهيم قمّى » طبع سنگى ، از ص 392 تا ص 394