قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ قالُوا رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ .
« 1 »
« و اينچنين ما آنها را برانگيختيم و بيدار كرديم براى آنكه در ميان خود به گفتگو و مكالمه پردازند .
يك نفر از آنان به ديگران گفت : شما چقدر درنگ كرده ايد ؟
آنان در پاسخ گفتند : يك روز يا مقدارى از يك روز !
چند نفر ديگر از آنان در پاسخ گفتند : خداوند و پروردگار شما داناتر است به مقدار درنگ شما ! »
و نيز مطلب را قرآن كريم ادامه ميدهد تا آنكه ميفرمايد :
وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا عَلَيْهِمْ لِيَعْلَمُوا أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَنَّ السَّاعَةَ لا رَيْبَ فِيها
« 2 » .
« و اينچنين ما مردم را و اهل مدينه و شهر را بر احوال آنها آگاه كرديم تا بدانند كه وعدهء خداوند حقّ است ، و آمدن ساعت قيامت و فرا رسيدن موعد معهود جاى شكّ و ترديد نيست . »
و از اينجا به دست مىآيد كه داستان اصحاب كهف ، و پنهان شدن آنها در مغاره ، و خوابيدن سيصد و نُه سال و برانگيختن آنان را پس از اين مدّت طولانى ، و آمدن به شهر براى خريد طعام ، و اطّلاع مردم بر اين داستان همه و همه براى اعلام و اعلان قضيّهء معاد و كيفيّت آن ، و عدم استبعاد آن بوده است .
داستان اصحاب كهف طبق « تفسير قمّى »
خصوصيّات داستان را ارباب احاديث و تفاسير ، مختلف ذكر
هامش
( 1 ) نيمهء اوّل آيه 19 ، از سورهء 18 : الكهف
( 2 ) همان مصدر آيه : 21