تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
كه عبادت اوثان و اصنام در آن رائج و دارج بوده است نشو و نما يافته ، و چون دين توحيد در آن مجتمع راه پيدا كرد ، ايمان آورده و تنها خداوند خالق زمين و آسمان را پرستيده ، و از عبادت ارباب انواع تجبّرى سر باز زدند . و سپس مردم با آنها معاملهء سخت نموده و با شدّت و تضييق و عذاب ، آنها را وادار به عبادت اوثان و ترك دين توحيد و آئين يگانه‌پرستى نمودند ، بطورى كه هر كه از آنها بر مخالفت خود اصرار مىورزيد به سخت‌ترين وجهى او را مىكشتند . اين جوانمردان از روى بصيرت ايمان به خدا آوردند ، و خداوند بر هدايت آنها افزود ، و درهاى علم و معرفت را به روى آنان گشود و از انوار الهيّه به قدرى كه آنان را صاحب يقين گرداند بر آنها مكشوف ساخت و دل‌هاى آنها را به خود مرتبط گردانيد ، بطورى كه غير از خدا از هيچ موجودى ترس و هراس نداشتند ، و ناگوارىهاى سخت و حوادث ناپسند آنان را به وحشت نمىانداخت . آنان ميدانستند كه اگر در چنين اجتماعى زيست كنند - اين اجتماع جاهلى مستكبر - هيچ چاره ندارند به جز آنكه طبق سيرهء آنان رفتار كنند ، و به كلمه و گفتار حقّ سخن نگويند و به شريعت حقّ رفتار ننمايند . و چون راه توحيد و ترك شرك را يافته بودند ، دانستند كه فقط يگانه راه نجات آنان اعتزال و كناره گيرى از مجتمع جاهلى است . بنابراين ، از هم آهنگى با مجتمع شرك و جاهلى امتناع نموده ، و با دلى محكم و ايمانى مستحكم بدون هيچ پروائى براى إعلان توحيد حقّ تعالى و تقدّس قيام نمودند ، و ردّاً علَى القوم جِهاراً اعلان