كردند :
داستان اصحاب كهف طبق حكايت قرآن
رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً * هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً
« 1 »
.
« پروردگار ما پروردگار آسمانها و زمين است . ما غير از او هيچ خدائى را نمىخوانيم و عبادت نمىكنيم ؛ و در غير اين صورت گفتار ما ياوه و بدون معنى خواهد بود .
اين جماعتِ اقوام ما ، كسانى هستند كه غير از خدا براى تدبير امور خويش مؤثّرى قائل مىباشند . آنان چرا براى آلهه و ارباب خود كه به پرستش آنها قيام مىكنند ، دليل روشن و حجّت واضحى اقامه نمىكنند ؟ پس چه كسانى ظلم و ستم آنها از اينها افزون است كه بر خداى خود افتراء و دروغ مىبندند ؟ »
و سپس با خود گفتند :
وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلَّا اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرْفَقاً
. « 2 »
« و چون شما از اين جماعت وَثَنىمذهب ، و از اربابانشان و آلهه و خدايانشان كناره گرفتيد ، پس بسوى كهف پناه بريد و آنجا را مأواى خود قرار دهيد ؛ تا آنكه خداوند از رحمت خود بر شما افاضه كند ، و براى شما در امر خودتان سهولت و مرافقتى مقدّر فرمايد ! »
هامش
( 1 ) » قسمتى از آيه 14 و آيه 15 ، از سورهء 18 : الكهف
( 2 ) آيه 16 ، از سورهء 18 : الكهف