و ديگر بپرسيد از حضرت موسى در وقتى كه خداوند او را امر كرد كه از آن عالِم پيروى كند ، و از او تعلّم كند و فرا گيرد ؛ آن عالِم كه بود ؟ و چگونه از او تبعيّت كرد ؟ و داستان او با آن عالم چيست ؟
و ديگر بپرسيد از مردى كه در گردش بود ، و از محلّ غروب خورشيد تا محلّ طلوع آن را بپيمود تا به سدّ يأجوج و مأجوج رسيد ؛ آن مرد كه بود ؟ و داستان و قصّهء او چيست ؟
و سپس مفصّلًا آنها شرح اين سه مسأله را براى آن سه نفر املاء كردند و گفتند : اگر محمّد پاسخ شما را طبق آنچه ما براى شما شرح داديم بيان كرد پس بدانيد كه او صادق است ، و اگر بر خلاف اين بيان كرد بدانيد كه كاذب است و تصديق او را ننمائيد !
قريش پرسيدند : پس آن مسأله چهارم كدام است ؟
يهود گفتند : از او بپرسيد كه قيامت چه موقع بر پا خواهد شد ! اگر مدّعى شد كه من هنگام فرا رسيدن قيامت را ميدانم ، بدانيد كه دروغگو است ! چون وقت قيامت را غير از ذات خداوند تبارك و تعالى هيچكس نميداند .
آن سه تن از نَجران باز گشتند ، و به نزد أبو طالب در مكّه آمدند و گفتند : اى أبو طالب ! فرزند برادر تو چنين مىپندارد كه از أخبار غيبيّهء آسمان بر او نازل مىشود ، و ما مسائلى داريم ؛ اگر پاسخ ما را داد ميدانيم كه در دعواى خود صادق است ، و اگر پاسخ نداد ميدانيم كه كاذب است !
أبو طالب گفت : از هر چه ميخواهيد از اين مسائلى كه مورد نظر
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 320
مساهمون: السيد محمد حسين الطهراني
ص٣٢٠