هزار دينار طلا بود كه با آنها براى وليد تجارت ميكردند . و در آن زمان به هزار دينار طلا ، قِنطار مىگفتند . و بعضى گفتهاند كه قنطار عبارتست از يك پوست گاو پر از طلا . و خداوند آيات ذرنى و من خلقت وحيدا و ما بعدش راى دربارة او فرو فرستاد . « 1 »
آيات قرآن دربارهء وليد ، و إسناد او قرآن را به سحر
و اين آيات كه در سورهء مدّثّر : هفتاد و چهارمين سوره از قرآن كريم دربارهء وليد نازل شده است ، مجموعاً بيست آيه و از آيه يازدهم تا آيه سىام مىباشد ؛ بدين طريق :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً * وَ جَعَلْتُ لَهُ مالًا مَمْدُوداً * وَ بَنِينَ شُهُوداً * وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِيداً * ثُمَّ يَطْمَعُ أَنْ أَزِيدَ * كَلَّا إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً * سَأُرْهِقُهُ صَعُوداً * إِنَّهُ فَكَّرَ وَ قَدَّرَ * فَقُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ قُتِلَ كَيْفَ قَدَّرَ * ثُمَّ نَظَرَ * ثُمَّ عَبَسَ وَ بَسَرَ * ثُمَّ أَدْبَرَ وَ اسْتَكْبَرَ * فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ * إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ * سَأُصْلِيهِ سَقَرَ * وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ * لا تُبْقِي وَ لا تَذَرُ * لَوَّاحَةٌ لِلْبَشَرِ * عَلَيْها تِسْعَةَ عَشَرَ .
« واگذار مرا با آنكه من او را تنها خلق كردم ، و براى او مال فراوان قرار دادم ، و فرزندانى كه همه حاضر بودند و پشت و پناه او به شمار مىآمدند . و ازهرجهت ، اسباب و وسائل بزرگى را براى او آماده ساختم ؛ و با اين حال باز طمع در زيادتى داشت . نه ، چنين نيست كه ديگر زياد كنم ؛ چون او نسبت به آيات ما معاند بود و به عناد خود مباهات مينمود . من او را با عنف و شدّت ميگيرم و به عبور از عقبات
هامش
( 1 ) « تفسير قمّى » طبع سنگى ، ص 702 و 703