تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
و سر استخوانها را چرب و روغن كارى مىنمايد . عجيب است كه همين كه انسان انگشت خود را كج مىكند ، آن مادّهء لزج و چسبنده و روغنى شكل به همان نقطهء لازم ترشّح مىشود ، و به مجرّد بازداشتن انگشت و سائر مفاصل را از حركت ، عمل روغنكارى و گريسكارى متوقّف ميگردد . آيا اين عمل را ما انجام ميدهيم ؟ غلط كرده‌ايم ، واقعاً غلط كرده‌ايم . ما اگر بخواهيم با يك ماشين كار كنيم ، بعضاً ممكن است قوطى گريس گم شود و ما يك ساعت اين‌طرف و آن طرف بگرديم و چه بسا پيدا نكنيم ! كجا مىتوانيم ؟ آن هم بيشتر يا تمامى مفاصل استخوانها را در آن واحد روغن كارى كنيم .

شگفتيهاى دوران تكاملى جنين از دلائل معاد است

گويند : بدن انسان مجموعاً بيش از دويست استخوان دارد ؛ اين استخوانها همه بر جاى خود بوده و در موقع لزوم و حركت روغنكارى مىشوند . چرا اين استخوانها بدون كم و كاست ، در هر بدن ، هر كدام به جاى خود نشست ؟ استخوان مغز و جمجمه به جاى خود ، استخوان صورت به جاى خود ، استخوانهاى گردن و ستون فقرات به جاى خود ؛ در تمام اين دستگاه استخوان‌بندى ، يك اشتباه در ميان تمام انسانها در يك انسان رخ نداد . « 1 »
هامش
( 1 ) و چه خوب شيخ سعدى در كتاب « بوستان » خود آورده است :ببين تا يك انگشت از چند بند * به صنع الهى به هم در فكند