تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معاد شناسى (فارسى) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
اين خاك در طىّ مدارج و معارجى ، به صورت خون و سپس به صورت نطفه درآمد ، و آن نطفه هم به مثابهء علقه و خون بسته شده درآمد ، و آن نيز كم كم به يك مادّه‌اى مانند گوشت جويده شده تبديل شد ، و آن مبدّل به استخوان شد ، و چه عجيب استخوان را ايجاد كرد ؛ استخوان پا ، استخوان دست ، استخوان سينه ، و هيچ اشتباه و خطائى در كار خدا صورت نگرفت كه فرضاً استخوان سينه را در پا بگذارد و يا بالعكس كند ، و استخوانها را طورى نيافريد كه نوكش تيز باشد و گوشت را آزار دهد ، يا سرش از گوشت‌ها و ماهيچه‌ها بيرون زند ، مثل اينكه سر تمام استخوانها صيقلى شده و سوهان زده و تراشيده شده است . و عجيب اينست كه لاى اين استخوانها دائماً روغن پاشى مىكند ، براى آنكه در اثر اصطكاك سائيده نشوند . صنعتگرانى كه با ماشين تراش يا صفحهء تراش يا ماشين فرز و مشابه آنها كار مىكنند ، براى آنكه چرخ‌ها و چرخ دنده‌ها در اثر گردش و اصطكاك سائيده نشوند و خشك نشوند و بالنّتيجه ماشين صداى تق‌تق نكند و تدريجاً فرسوده و خراب نگردد ، آنها را گريسكارى مىكنند ، و پيوسته بايد چرخ‌ها را گريس زد كه خوب كار كنند . انگشت انسان كه حركت دارد ، بندهاى انگشت ، بندهاى مُچ ، بندهاى مرفق ، بندهاى ستون فقرات ، و بالاخره سر هر مفصلى كه دو استخوان در آنجا بايد با هم كار كنند ؛ به مجرّد اينكه انسان آنها را حركت مىدهد فوراً به نحو خود كار و اتوماتيك روغن پاشى مىشود
معاد شناسى (فارسى) — صفحة 264 | السيد محمد حسين الطهراني