از آن شما را ( همين طور مرحله به مرحله جلو مىبريم ) تا به مقام رشد و استحكام خود برسيد . بعضى از شما ( قبل از پيرى ) وفات مىيابد و بعضى ديگر به پستترين مراحل زندگانى و ضعيف و ناچيزترين دوران عمر بازگشت مىنمايد تا آنجا كه بعد از علم و آگاهى ، چيزى نداند .
و زمين را مىبينى ساكت و صامت و بى حركت و خموش ؛ چون ما بر آن ، آب از آسمان فرود آريم ، به اهتزاز و جنبش در مىآيد و نموّ مىكند و بارور ميگردد و از هر جفتِ با بهجت و طراوتى ميروياند .
اينها همه دليل بر اينست كه فقط خداوند حقّ است ، و آن خداوند مردگان را زنده مىكند ، و او بر هر چيزى تواناست ؛ و اينكه ساعت بر پا شدن قيامت آمدنى است و در آن شكّى نيست ؛ و اينكه خداوند تمام كسانى كه در قبرها هستند مبعوث ميگرداند . »
آرى تمام اين حوادث و وقايع دليل بر وحدانيّت و حقّانيّت ذات مقدّس اوست .
دلالت عجائب خلقت بدن انسان بر حقّانيّت و وحدانيّت خداوند
فرض كنيد در عالمِ وجود شما هستيد و بس ، موجود ديگرى نيست و معادى هم نيست ؛ امّا شما هستيد ، اينكه قابل انكار نيست ؛ چون شما هستى و وجود خود را نمىتوانيد انكار كنيد !
خودتان چه بوديد ؟ خاك بوديد ، بعد نطفه شديد ؛ چون نطفه اصلش خون است ، و خون جوهرهء غذائيست كه انسان خورده است ، و آن غذا ، يا گوشت بوده يا حبوبات و سبزيجات و ميوهجات ؛ پس اصل انسان از خاك است ، چون مادّهء اصليّهء اين موادّ خاك است .