ميگيرند . ( ناگهان آنان را ميربايند و در ميان آتش مىبرند . ) »
در اينجا قرآن كريم نزديكى دنيا به قيامت را به « مكان نزديك » تعبير كرده است .
يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً .
« 1 »
« روزى ميرسد كه در آن روز هر نفسى آنچه را كه از اعمال نيكو بجاى آورده است حاضر مىبيند ، و دوست دارد بين او و بين اعمال زشتى كه انجام داده است فاصلهء دورى باشد . »
اين آيه دلالت دارد بر آنكه اعمالى كه انسان انجام ميدهد از خير و شرّ ، نفس اين اعمال در قيامت حاضر است . يعنى عين اين اعمال در برزخ است و در قيامت است ، غاية الامر به صورت برزخى و قيامتى آن در دنيا ديده نمىشود . پس قيامت و برزخ آنقدر به دنيا نزديكند كه نفس عمل دنيوى به مجرّد انجام دادن آن ، هم در برزخ و هم در قيامت حاضر است .
چون انسان در دنيا در پشت دو ديوار برزخ و قيامت است ، اين اعمال را به صورت برزخى و قيامتى نمىبيند ؛ وقتى عبور كرد ، اعمالى كه قبل فرستاده ، همه را حاضر و موجود و محفوظ مينگرد .
صورت برزخى عمل ، و حقيقت نفس الامرى عمل كه در قيامت است ؛ به مجرّد عمل در عالم طبع موجود ، و هر يك در موطن و ظرف خود قرار ميگيرند .
هامش
( 1 ) قسمتى از آيه 30 ، از سورهء 3 : ءَال عمران