چون لغت « سَبْق » آنجائى استعمال مىشود كه بين چيزى و چيز ديگرى فاصله باشد .
مثلًا شما ميگوئيد : من از رفيقم سبقت گرفتم ؛ يعنى در راه ، رفيق را عقب گذارديد و سبقت گرفتيد بسوى مكان معيّن ؛ و در نتيجهء اين پيشى گرفتن ، بين شما و رفيقتان فاصله افتاد ! و گرنه سبقت معنى ندارد اگر پيوسته با رفيقتان با يك سرعت در مسير حركت ميكرديد ، با هم بوديد بدون جدائى و فاصله !
سبقتِ كلام خداست كه نميگذارد به حساب مردم رسيدگى شود ، و آن « كلمهء الهيّه » است كه : بايد تا زمان معيّن در زمين بمانيد :
وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى حِينٍ
. اگر اين كلمه نبود الآن مهلت نبود ، بلكه فوراً به حساب مردم رسيدگى ميشد و بين آنان حكم خدا صادر مىگشت ، و تمام افراد بشر خود را در ملكوت ميديدند ؛ اعمّ از ملكوت بهشت و يا جهنّم .
در قيامت ، اهل محشر دنيا و برزخ را به قيامت نزديك مىبينند
در قرآن كريم آياتى وارد است كه وقتى افراد مجرم در روز بازپسين محشور ميگردند ، خداوند از آنها سؤال مىكند : چقدر شما در روى زمين درنگ كرديد ؟
آنها در پاسخ ميگويند : درنگ ما در عالم برزخ - كه عالم زمين نيز به آن گفته مىشود - بسيار كم بوده است . درحالىكه عذاب خدا در برزخ بر آنها شديد بوده ، و هنگام حشر نيز مشكلاتى داشتند ، و در دنيا هم خيلى زندگى كردند ؛ و مجموع اينها زياد است .
امّا آنها ميگويند : ما يك ساعت بيشتر درنگ نكرديم . اين يك