خيال مُلك دو عالم نياورد به خيال * سرى كه نيست دمى خالى از خيال حبيب
حبيب را نتوان يافت در دو كون ، مثال * اگرچه هر دو جهان هست بر مثال حبيب
درون من نه چنان از حبيب مَملُوّ شد * كه گر حبيب درآيد بود مجال حبيب
بدان صفت دل و جان از حبيب پر شده است * كه از حبيب ندارم نظر به حال حبيب
چه احتياج بود ديده را به حُسنِ برون * چو در درون متجلّى شود جمال حبيب
ز مشرق دلت اى مغربى چه كرد طلوع * هزار بَدر برفت از نظر ، هلال حبيب « 1 »
از « أسرار الصّلاة » شهيد ثانى روايت است كه رسول الله صلّى الله عليه و آله و سلّم فرمودند :
قَلْبُ الْمُؤْمِنِ أَجْرَدُ ، فِيهِ سِرَاجٌ يَزْهَرُ ؛ وَ قَلْبُ الْكَافِرِ أَسْوَدُ مَنْكُوسٌ . « 2 »
« دل مؤمن پاك و خالى است ، و در آن چراغى ميدرخشد ؛ و دل كافر سياه و واژگون است » .
امراض باطنى ، مانع از تجلّى الهى در قلب انسان ميگردد
و نيز فرمودند .
هامش
( 1 ) ديوان مغربى » ص 9 و 10
( 2 ) « بحار الانوار » طبع كمپانى ج 15 ، جزء دوّم ، قسمت اخلاق ، ص 39