هر يك از آنها را مستقلّ و متباعد و بى ربط از يكديگر و از خدا مىبيند ، و اين ديد و مشاهده در زير افكار مخفى است ؛ در آن روز اين مخفيّات آشكار مىشود . زيرا عالم ، عالم « قلب » يعنى واژگون شدن ظاهر به باطن است و روز ظهور بواطن است .
أَ فَلا يَعْلَمُ إِذا بُعْثِرَ ما فِي الْقُبُورِ * وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدُورِ * إِنَّ رَبَّهُمْ بِهِمْ يَوْمَئِذٍ لَخَبِيرٌ
. « 1 »
« آيا انسان نميداند : آن زمان كه قبرها شكافته شود و آنچه در ميان آنهاست بيرون ريزد ( و در دلها از عقائد باطل و نيّات باطل و أغراض باطل ، آنچه هست آشكارا شود ) و آنچه در سينههاست به دست آيد ( و از انجماد و ظلمت و خفاء بيرون آيد ، و روشن و ظاهر و محصَّل گردد ) خداوند در آن روز نسبت به ايشان دانا و خبير است » ؟
قلب سليم دلى است كه غير از خدا ، هيچ در او نباشد
يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ * إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ
. « 2 »
« روزى ميرسد كه در آن روز نه مال براى انسان فائدهاى دارد و نه فرزندان ، مگر آن افرادى كه در پيشگاه خدا با دل پاك و قلب سالم وارد ميشوند . »
سلامت قلب در چيست ؟ در اينكه غير از خدا در او نباشد . هر مقدارى كه در دل انسان غير خدا بوده باشد آن مرض است .
در « كافى » از علىّ بن إبراهيم با إسناد متّصل خود روايت مىكند
هامش
( 1 ) آيات 9 تا 11 ، از سورهء 100 : العاديات
( 2 ) آيه 88 و 89 ، از سورهء 26 : الشّعراء